روز دانش آموز مبارک

دانش آموزان دیروز و امروزم
فاتحان قلعه ی علم و معرفت و ایمان
روزتان گرامی باد



بـــر آمــد باد صبــح و بــوی نـوروز
بکـــام دوستــان و بخــت پیــــروز
بهاری خرم است ای گل کجائی؟
کــه بینــی بلبــلان را ناله و سـوز
در سر داشتم زیباترین پیام ها را امسال در وبلاگ سما بگذارم. پیام های نوروزی که بوی عطرش از فضای مجازی به دنیای واقعی کشیده شود و بر دل صاحب دلان نشیند. غافل از آنکه روزگار می خواهد نقشی بیافریند که شورمان بنشاند و زخمه ی سازمان را بشکند و هفت سین شادیمان را با مرگ بلبل غزلخوانش به سوگ رساند. آن چنان که ترانه ی غم بسرائیم و با نوای بی نوائی به جای جشن نوروزانه مان در مراسمی شرکت کنیم که داغ لاله دارد و سرود بهاریش سوز ترنم آواز بلبلکان باغ دانش است. غم سنگین بود و باورش مشکل. از خدا خواستیم حال که مصلحتش این بوده به ما و دانش آموزانش در کنار خانواده ی مهربانش صبر عطا کند تا بتوانیم بعد از تعطیلات نوروزی جای خالیش را تحمل نمائیم و به سارای کوچکش مادری کنیم .
چقدر شیرینه بازی هایتان نوگلان باغ دانائیم. وقتی مثل گردبادی ناگهانی در زنگ تفریح اومدید جلو دفتر و دایره ای تشکیل دادید و آروم آروم دور هم چرخیدید و زمزمه کردید شعر زیبایی که تموم خاطراتم رو زنده کرد:
دختره گریه میکنه، زاری میکنه
از برای من، پریای من
یکی رو بزن، یکی رونزن
با چشای بسته بزن

تا زنگ خورد دایره جلو دفتر شکل گرفت و نغمه سرایی شروع شد.
پیش دبستانی های شیطون !

اومدم بیرون و محو تماشا شدم
یکی دوتا بچه های بزرگتر هم هوس بازی کردند

حلقه باز میشد و بسته و تکرار و تکرار
سعادت میخواد دیدن این زیبائیها

و این هم دختره که داره اون وسط زاری میکنه ...

دلم می خواست برم وسط و همراهشون بخونم

دیگه طاقت نیاوردم و رفتم جلو و گرفتمشون تو بغلم

و همین باعث شد زنگ تفریح بعد بریم تو حیاط و اونوقت منو نشوندن وسط،
شدم دختره و حلقه ی بزرگ بچه ها دورم و دایره ی بزرگی که می چرخید
و با صدای بلند میخوند:
دختره گریه ...... جای عکس خالی

ويژگي های يک مدرسه موفق
نقش محيطهاي بنيادي، يعني خانواده و زمينههاي تعليم و تربيتي آن مستغني از تاکيد و گفتگو است اما چون معلم به عنوان سازنده و فرمدهنده شخصيت دانشآموز نقش کليدي دارد، بايد در درجه اول و پس از وي بقيه کارکنان مدرسه به درجات بالايي از بلوغ فکري رسيده باشند.
ويژگيهاي مدارس موفق عبارتاند از:
1- در يک مدرسه موفق تاکيد مناسب و مشخصي بر موفقيت درسي دانشآموز وجود دارد و تا امکانات آموزشي لازم و افراد آگاه، علاقهمند و صميمي به کار تعليم عهده دار امر تدريس در آن مدرسه نباشند، امکان برخورداري و توفيق دانشآموزان ناچيز است.
2- در يک مدرسه موفق از دانشآموزان انتظار ميرود که در زمينه کار و رفتار خود مسوول باشند و مدير يا ناظم مدرسه خطاي دانشآموزي را به حساب ديگر دانشآموزان منظور نکند.
3- در يک مدرسه موفق معلمان در محيط آموزشي بايد خود الگوهاي خوبي از اخلاق، رفتار، صداقت و ديگر صفات مطلوب آموزشي باشند.
4- در يک مدرسه موفق بايد روابط و اوقات معلم با دانشآموز چنان تنظيم شود که امکان پاسخگويي به مشکلات شخصي دانشآموز را داشته باشد.
5- آموزگاران موفق يک مدرسه آنهايي هستند که با داشتن رفتار مثبت يعني رابطهاي صميمي و مطلوب با دانشآموز مورد علاقه وي قرار گيرند چون معلماني که روشهاي توأم با ترس و تهديد، استهزا، انکار، يأس و نوميدي را به کار ميبرند به احتمال زياد در مورد شاگردانشان ناموفقتر از گروهي هستند که از اين روشها پرهيز ميکنند.
6- در يک مدرسه موفق اين واقعيت بايد پذيرفته شده باشد که دانشآموزان متفاوت، تواناييهاي يادگيري متفاوتي دارند. بنابراين کودک به دليل آنچه به خوبي انجام داده تشويق ميشود ولي به علت اينکه کسي کاري را بهتر از او انجام داده تنبيه نميشود و يا مورد مقايسه تحقير آميز قرار نميگيرد.
7- يک مدرسه موفق با يک جريان دايمي و زنده با خانواده دانشآموز در ارتباط است.
8- در يک مدرسه موفق به اين امر توجه ميشود که هميشه از بين دانشآموزان، افرادي که مشکلات قابل تحمل رواني دارند وجود داشته و معلمان با آنها هماهنگي دارند.
9- در يک مدرسه موفق رابطه يک جانبه و از بالا به پايين که متاسفانه محور فکري است مردود و به جاي آن کوشش براي ايجاد اعتماد به نفس و تقويت روحيه مستقل و سرزنده و صميميت با دانشآموز منظور شده است تا در پناه آن نيروي بالقوه وي را در جهت ابتکار، تفکر و خلاقيت به حداکثر پتانسيل خود افزايش دهد.
10- معلمان يک مدرسه موفق بايد در جريان زنده و مستمر تعليم و تعلم بوده و در تمام مدت کار آموزشي خود از فراگيرندگان باشند. علاقه به تدريس، روحيه همکاري با ديگران در مدرسه، صبر و خودداري، آشنايي با اصول روانشناسي، شناخت قوانين رشد، يادگيري و خصوصيات سني گروههاي متعدد از ويژگيهايي است که يک معلم موفق دارا است و با اين زمينهها ميتواند در تکوين شخصيت دانشآموز نقش موثري داشته باشد.
11- يک مدرسه موفق همه ساله آموزشهاي منظم و مکرري را براي معلمان خود در دست اجرا ميگذارد تا از طريق تشکيل کلاسهاي ويژه، تهيه مجلات مربوط به آنها و يا ايجاد آموزشهاي ضمن خدمت مشخص و هدفدار هرچه بيشتر بتوانند انگيزش، آگاهي و علاقهمندي آنان را در جهت پيشبرد برنامه و شکوفا کردن استعداد دانش آموزان فراهم کرده و ارتقا دهند.
12- در مدرسه موفق، معلم بايد در تربيت دانشآموز واقعبين بوده و انتظار ساخت دوباره شخصيت او را نداشته باشد زيرا الگوي بنيادي شخصيت کودک پيش از ورود به مدرسه شکل گرفته و مدرسه نميتواند و نبايد سعي کند شخصيت جديدي در کودک به وجود آورد.
http://tahavoleedari.blogfa.com/post-234.aspx



۱- توی یه ظرف، مقداری آب و چسب رو با هم مخلوط کنید. فقط حواستون باشه که زیاد آبکی نشه.
۲- یه بادکنک رو به آرامی باد کنید. سرش رو گره بزنید و کنار بزارید.

مقداری نخ رو از گلوله بیرون بکشید و توی محلول آب و چسب غوطه ور کنید. لازم نیست خیلی نخ ها رو توی محلول فرو ببرید، در همین حد که نخ ها خیس بشن کافیه.
*برای بیرون کشیدن نخ از گلوله، بهتره مقدار مورد نیاز نخ رو دور دستتون بپیچید. این کار از گوریده شدن نخ جلوگیری می کنه!

نخ خیس رو دور بادکنک بپیچید. هیچ قانون یا قاعده خاصی برای این کار وجود نداره. فقط بپیچیدش دور تا دور بادکنک.

بعد از این که بیشتر قسمت های بادکنک پوشونده شد، قسمت اضافی نخ رو ببرید و تهش رو هم بزارید تو، یعنی فرو کنید زیر یکی از لایه ها.

بادکنک رو توی محلول آب و چسب فرو ببرید تا نخ ها یک بار دیگه چسبی بشن. سپس بیرون بیارید و چسب های اضافی روی سطح رو پاک کنید.

بادکنک ها رو به مدت ۱۲ ساعت (یک شب تا صبح)، یه گوشه بزارید تا نخ ها کاملا خشک بشن. (خیلی مهمه!)

صبح روز بعد، به نخ روی بادکنک دست بکشید. اگه هنوز مرطوب بود، بهتره یک روز دیگه هم صبر کنید. ولی اگه خشک شده بود، می تونید بادکنک رو بترکانید و کار تمومه!

این روش پایه بود. حالا با تکرار این مراحل می تونید هر چند تا که دلتون می خواد توپ نخی در اندازه و رنگ های مختلف درست کنید. برای درست کردن توپ های نخی بزرگتر هم می تونید از توپ های نرم بادی استفاده کنید؛ همین مراحل رو تکرار کنید و در آخر بجای ترکاندن توپ، بادش رو خالی کنید.
درس معلم ار بود زمزمه ی محبتی جمعه به کتب آورد طفل گریز پای را
انسان است و کلامش و کلام است و تاثیرآن بر روی روانها ،جانها .سحر کلام از دیده ها پنهان نیست .با کلامی زیبا عاشق می شویم .با یک کلام مرز میان محرم ونامحرمی مشخص می شود . براستی راز این سحر کدام است ؟آیا طرز بیان فرق دارد ؟آیا همه می توانند سحر کلام داشته باشند ؟ باید بگوییم هرگز ...این یک صفت خدادادی است و در همه یکسان نیست .در افراد مختلف و پست های مختلف فرق می کند .یک معلم می تواند با بیان گرم و مهربان خود یک دانش آموز را عالم کند و با یک کلام ناپسند و زهرآلود از یک دانش آموز خوب ،فردی ترسو ،منزوی و مضطرب بسازد .
آیا می دانید که موسیقی کلام و صدای معلم چه تاثیری بر روی دانش آموز میگذارد و باعث می شود درس را بهتر فرا گیرد ؟
آیا در یافته اید که کلام و گفتار معلم در شروع کار مهارت اولیه او را نشان میدهد و اینکه تا چه حد موفق است بین خود و دوستانش ارتباط عاطفی بر قرار کند ؟
از دید من یک معلم باید سواد عاطفی داشته باشد تفاوت ها را بنگرد و سعی و تحمل خود را بالا بکشاند .اگر معلم بتواند کلام را بشکند بار معنایی و موسیقی کلام را حفظ کند آن وقت همین موسیقی کلام اول قلبها را تسخیر می کند و سپس ذهن ها را تغییر می دهد.بعضی از معلم ها با کلام انگیزه ها را می کشند.کلام مانند بمب است.اگربمب منفجر شود جسم را از بین می برد ولی کلام ذهن را منفجر می کند.کلام تضمین کننده ی امنیت ذهن است.معلم با کلام خود ذهن دانش آموز را آرام می کند و به آن امنیت می بخشد.عامل دیگر موسیقی کلام حالاتی است که به چهره ات می گیری. ما چرا از مرده می ترسیم چون حالت چهره اش یکنواخت است.معلمی که حالت چهره اش یکنواخت است مانند مرده ترس آور است.حال سؤال اینجاست که بچه ها چگونه بدانند که معلم آنها را دوست دارد؟
می دانید بچه ها با همه کوچکی شان با نگاه می توانند دوست داشتن را تشخیص دهند.هیچ می دانید محرومیت از نگاه مرگ یادگیری است.مرگ یادگیری بچه در این است که در جمع باشد ولی احساس تنهایی کند و دلش بخواهد از کلاس فرار کند پس با نگاه خود بچه ها را به سوی یادگیری بیاورید.بچه هایی که به کلاس ما می آیندجنسیت آنها مهم نیست،اقلیت یا اکثریت آنها هم مهم نیست،فقیر یا ثروت مند بودن آنها نیز مهم نیست ما با ذهن آنها سرو کار داریم حتی اگر معلول باشد.معلم باید به بچه ها آرامش بدهد.حال از خود بپرسید شما هم می توانید دانش آموزان را آرام کنید و آنها به وسیله شما و با دیدن شما آرامش یابند؟
دانش آموز هر کاری می کند تا توجه معلم را به خود جلب کند با درس خواندن یا نخواندن،با آواز خواندن،با شلوغ کردن یا هر کار دیگر،وقتی نتوانست توجه معلم را به خود جلب کند آن وقت دیگر از درس زده می شود و ذوق نشستن در کلاس را ندارد.معلم باید به هیچ وجه اجازه ندهد تا دانش آموز از او بترسد.اما سخنی از این مهم تر « بچه را تنبیه کن ولی قلبش را نشکن » چون آن وقت است که می شکند و هیچ وقت نمی توان به آن وصله زد.انسان تنها کریستالی است که بی صدا می شکند تو هیچ انسانی را بی صدا نشکن و همیشه دعا کن که خدایا اگر می میرانی جسم را بمیران ولی قلب را هیچ وقت نمیران.
از یک گیاه مثال بزنیم با شادی می توان گیاه را زودتر از موقع مقرر رشددهیم . این را دانشمندان گفته اند و خودمان بارها و بارها شاهد بوده ایم . پس بیائید یک کلاس شاد بسازیم تا در کنار این شادی غیر منتظرانه توان یادگیری دانش آموزان را بالا ببریم .
جائی که منم بهار اینجاست صدگلبن وسبزه زار اینجاست
یک باغ گل و هزار شکوفه هر سو نگــرم نگار اینجاست
خدای را سپاس میگویم که زنده ماندم تا سالی دگر در کنار عزیزانی باشم که همیشه عاشقانه دوستشان داشته و دارم . نو گلانی که خدمت به آنها سعادت می خواهد ونظر لطف خدا این توفیق را نصیبم کرد.آن را به فال نیک می گیرم و با کوله باری از تجربه و قلبی مالامال از عشق و دستی پر از تلاش با نگاهی غرق در مهر آمده ام تا در کنار شما اولیاءمهربان و همکاران خوب در راه خدمت به این عزیزان ثابت و استوار گام بردارم .ازشما می خواهم با یاریتان چراغ راهم باشید تا به آنچه که خیر در آن نهفته است برسیم .
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند