لطافت باران کویر


هدیه ی میلاد نبی ،نزول رحمت و برکت بود در دیار کویری ما !




امروز آسمان  شهرم از شوق تولد نور گریست

و رحمت الهی را به دیار تشنه لبم هدیه کرد



چقدر زیباست تماشای باران در صحنی مقدس !

انعکاس زیبائی در زیبائی !

حس طراوت و تازگی در محیطی

که سراسر بوی خدا می دهد !

بوی عرفان می دهد !

در محیطی که بیاد می آورد پوچی دنیا را !

چه زیبا شده است جایگاه اسیران خاک !

میهمانان بی درد سر !

نه به دستی ظرفی را چرک می کنند

نه به حرفی دلی را آلوده!

تنها

به شمعی قانع هستند و اندکی سکوت !!




میلاد فخر بشر مبارک



میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد



عترت آمد اندرین آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام

هر رگم پیغام احمد می دهد

سینه ام بوی محمد می دهد


مژده بده که بهاره ، گونه ی گل تر شد
از نفس خوش یارم دنیا معطر شد

آینه بندون کن کوچه ی رؤیا رو
شکوفه بارون کن مقدم دلدار رو




چشم ستاره ها روشن ،ماه ما  تابیده
قاصدکها رو خبر کن ،مژده بده عیـده

پنجـره رو وا کن ،  خدارو پیــدا کن
با چشم دل امشب ،ماه رو تماشا کن


آئینه بندون کن کوچه ی رؤیا رو
شکوفه بارون کن مقدم دلدار رو




تازه کن لبخند شوق ،نوبت غم طی شد
دف بزن ،افسانگی کن ،باده پر از می شد

ازشوق این دلدادگی همسایه ی مجنونم
از فرط این دیوونگی دلتنگ بیابونم

آئینه بندون کن کوچه ی رؤیا رو
شکوفه بارون کن مقدم دلدار رو





روز شمار محرم(روز دهم ...عاشورا )




بی تــــاب تــر از ابــر بهــاری بودند

هیهات مـن الــذله جــــاری بـــودند

سوگند به هرچه نام آب است بر آن

این تشـنه لبان تشـنه یـــاری بـودند

*************


خورشید چه عاشقانه پیمان می داد

در وادی طـوفـــان بـلا جــان می داد

آن روز معلـــم شهـــادت چــه غریب

بــا نای بریــده درس ایمــان می داد

چهار حادثه مهم شب عاشورا 

1. در شب عاشورا به "محمد بن بشیر حضرمی" یكی از یاران امام حسین علیه ‏السلام خبر

دادند كه فرزندت در سرحدّ ری اسیر شده است. او در پاسخ گفت: ثواب این مصیبت او و خود

را از خدای متعال آرزو می‏كنم و دوست ندارم فرزندم اسیر باشد و من زنده بمانم. امام حسین

علیه ‏السلام چون سخن او را شنید فرمود: خدا تو را بیامرزد، من بیعت خود را از تو برداشتم،

برو و در آزاد كردن فرزندت بكوش.

محمد بن بشیر گفت: در حالی كه زنده هستم، طعمه درندگان شوم اگر چنین كنم و از تو جدا

شوم.

امام علیه‏ السلام پنج جامه به او داد كه هزار دینار ارزش داشت و فرمود: پس این لباسها را به

فرزندت كه همراه توست بسپار تا در آزادی برادرش مصرف كند.

2. امام حسین علیه ‏السلام در سخنرانی شب عاشورا خبر از شهادت یاران خود داد و آنان را

به پاداش الهی بشارت داد. در این مجلس "قاسم بن الحسن" به امام علیه ‏السلام عرض كرد:

آیا من نیز به شهادت خواهم رسید؟ امام با عطوفت و مهربانی فرمود: فرزندم! مرگ در نزد تو

چگونه است؟ عرض كرد: ای عمو! مرگ در كام من از عسل شیرین‏تر است. امام علیه ‏السلام

فرمودند: آری تو نیز به شهادت خواهی رسید بعد از آنكه به رنج سختی مبتلا شوی، و

همچنین پسرم عبداللّه‏ (كودك شیرخوار) به شهادت خواهد رسید.

قاسم گفت: مگر لشكر دشمن به خیمه ‏ها هم حمله می‏كنند؟ امام علیه ‏السلام به ماجرای

شهادت عبداللّه‏ اشاره نمودند كه قاسم بن الحسن تاب نیاورد و زارزار گریست و همه بانگ

شیون و زاری سر دادند.

3. امام علیه ‏السلام در شب عاشورا دستور دادند برای حفظ حرم و خیام، خندقی را پشت

خیمه‏ ها حفر كنند. حضرت دستور داد به محض حمله دشمن چوبها و خار و خاشاكی كه در

خندق بود را آتش بزنند تا ارتباط دشمن از پشت سر قطع شود و این تدبیر امام علیه السلام

بسیار سودمند بود.

4. مرحوم شیخ صدوق در كتاب ارزشمند "امالی" نوشته است: شب عاشورا حضرت علی ‏اكبر

علیه‏ السلام و 30 نفر از اصحاب به دستور امام علیه ‏السلام از شریعه فرات آب آوردند. امام

علیه ‏السلام به یاران خود فرمود:

برخیزید، غسل كنید و وضو بگیرید كه این آخرین توشه شماست.

روز عاشورا

و اینك میدانی دوباره، اینك 72 یار و هزاران دشمن كینه ‏توزی كه رحم و مروّت را از ازل

نیاموخته ‏اند. اینك عاشورا كه هر چه از آن بگوییم كم گفته‏ ایم، از برخوردهای جلاّدانه سپاه

عمر بن سعد، یا عنایات و الطاف سیدالشهداء علیه ‏السلام .

سردارانی، سپاه عظیمی را به سوی جهنم رهبری می‏كردند و امام معصومی لشكر كم تعداد

خود را به بهشت بشارت می‏داد... و سرانجام شهادت، خون، نیزه، عطش و اطفال، تازیانه و

سرهای بریده، آه از اسارت و شام، آه از خرابه و...

روز عاشورا ،روز عزای آل الله علیهم السلام


پیوستن حربن یزید ریاحی به اباعبدالله الحسین علیه السلام و شهادت آن جناب رضي الله عنه


شهادت امام حسين عليه السلام و دیگر اصحاب عليهم السلام


غارت اموال حرم حسيني توسط لشكريان ابن زياد.


جدا شدن سرهاي مطهر


به آتش كشيدن خيمه هاي آل الله


فرستادن راس مطهر امام حسين عليه السلام به كوفه در عصر عاشورا توسط خولی ملعون

تا به قتلت عدو شتاب گرفت            چرخ را سخت اضطراب گرفت

ریخت خون مقدّست به زمین           آسمان زاشك آب گرفت

ابر خون ماه عارضت پوشاند            همه گفتند آفتاب گرفت

ناله مصطفی به گوش رسید           موج خون زچشم بوتراب گرفت

شد سیه رنگ آسمان از خشم        كه زخونت زمین خضاب گرفت

آن تن پاره پاره را دربـــــــر              گه سكینه گهی رباب گرفت

شست زینب زاشك جسمت را        بلكه از چشم خود گلاب گرفت

بر تن پاره پاره داد ســـلام               زآن بریده ‏گلو جواب گرفت

هردم از زخم بی‏حساب تَنَتْ             خم شد و بوسه بی‏حساب گرفت

روز شمار محرم (روز هفتم )




زمین دشت شقایقهای پرپر
وچشم آسمان از رفتنش تر

برای وسعتش دنیا قفس بود
به سمت عاشقی پر زد کبوتر


روز هفتم

1. در روز هفتم محرم عبید اللّه‏ بن زیاد ضمن نامه‏ ای به عمر بن سعد از وی خواست تا با سپاهیان

خود بین امام حسین و یاران، و آب فرات فاصله ایجاد كرده و اجازه نوشیدن آب به آنها ندهد.

عمر بن سعد نیز بدون فاصله "عمرو بن حجاج" را با 500 سوار در كنار شریعه فرات مستقر كرد و

مانع دسترسی امام حسین علیه ‏السلام و یارانش به آب شدند.

2. در این روز مردی به نام "عبداللّه‏ بن حصین ازدی" ـ كه از قبیله "بجیله" بود ـ فریاد برآورد: ای

حسین! این آب را دیگر بسان رنگ آسمانی نخواهی دید! به خدا سوگند كه قطره‏ای از آن را

نخواهی آشامید، تا از عطش جان دهی!

امام علیه‏ السلام فرمودند: خدایا! او را از تشنگی بكش و هرگز او را مشمول رحمت خود قرار نده.

حمید بن مسلم می‏گوید: به خدا سوگند كه پس از این گفتگو به دیدار او رفتم در حالی كه بیمار بود،

قسم به آن خدایی كه جز او پروردگاری نیست، دیدم كه عبداللّه‏ بن حصین آنقدر آب می ‏آشامید تا

شكمش بالا می‏آمد و آن را بالا می‏آورد و باز فریاد می‏زد: العطش! باز آب می‏خورد، ولی سیراب نمی‏شد.

 چنین بود تا به هلاكت رسید.

روز شمار محرم (روز ششم )


                                           آن کـــودک استـــوار را بـــاور کـن

                                            لب تشنـــه بی قـــرار را بــاور کن

                                            تکلیف عطش برای او حتمـی شد

شش ماهه روزه  دار را بـــاور کن


روز ششم 

1. در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد نامه‏ای برای عمر بن سعد فرستاد كه: من از نظر نیروی نظامی اعم

از سواره و پیاده تو را تجهیز كرده‏ ام. توجه داشته باش كه هر روز و هر شب گزارش كار تو را برای

من می‏ فرستند.

2. در این روز "حبیب بن مظاهر اسدی" به امام حسین علیه ‏السلام عرض كرد: یابن رسول اللّه‏! در

این نزدیكی طائفه ‏ای از بنی اسد سكونت دارند كه اگر اجازه دهی من به نزد آنها بروم و آنها را به

سوی شما دعوت نمایم.

امام علیه ‏السلام اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت:

بهترین ارمغان را برایتان آورده‏ام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت می‏كنم، او یارانی دارد كه

هر یك از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم

نخواهند نمود. عمر بن سعد او را با لشكری انبوه محاصره كرده است، چون شما قوم و عشیره من

هستید، شما را به این راه خیر دعوت می‏نمایم... .

در این هنگام مردی از بنی‏ اسد كه او را "عبداللّه‏ بن بشیر" می‏نامیدند برخاست و گفت: من اولین

كسی هستم كه این دعوت را اجابت می‏كنم و سپس رجزی حماسی خواند:

قَدْ عَلِمَ الْقَومُ اِذ تَواكلوُا وَاَحْجَمَ الْفُرْسانُ تَثاقَلُوا  

اَنِّی شجاعٌ بَطَلٌ مُقاتِلٌ كَاَنَّنِی لَیثُ عَرِینٍ باسِلٌ

"حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی كه آماده پیكار شوند و هنگامی كه سواران از سنگینی و

شدت امر بهراسند، ـ كه من [رزمنده‏ای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشه ‏ام."

سپس مردان قبیله كه تعدادشان به 90 نفر می‏رسید برخاستند و برای یاری امام حسین علیه‏

السلام حركت كردند. در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه كرد و او مردی بنام "ازْرَق" را

با 400 سوار به سویشان فرستاد. آنان در میان راه با یكدیگر درگیر شدند، در حالی كه فاصله

چندانی با امام حسین علیه‏ السلام نداشتند. هنگامی كه یاران بنی‏اسد دانستند تاب مقاومت ندارند،

در تاریكی شب پراكنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود كوچ كردند كه مبادا

عمر بن سعد بر آنان بتازد.

حبیب بن مظاهر به خدمت امام علیه ‏السلام آمد و جریان را بازگو كرد. امام علیه ‏السلام فرمودند:

"لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه‏ِ"

روز شمار محرم (روز چهارم )


     انگار تمــام شهـر تسخیر شـده

    بنگاه فروش غل و زنجیـر شـده

                                                            

  از چار طرف حرمله ها آمـده اند

   بازار پر از نیزه و شمشیر شـده


روز چهارم

در روز چهارم محرم، عبیداللّه‏ بن زیاد مردم كوفه را در مسجد جمع كرد و

سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شركت در جنگ با امام حسین علیه ‏السلام تشویق و

ترغیب نمود.


به دنبال آن 13 هزار نفر در قالب 4 گروه كه عبارت بودند از:

1. شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛

2. یزید بن ركاب كلبی با دو هزار نفر؛

3. حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛

4. مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛
به سپاه عمر بن سعد پیوستندوبهم پیوستن نیروهای فوق از این روز تا روز عاشورا بوده

است.

روز شمار محرم( روز اول و دوم )





دلم دریاچه ی غم شد دوباره
قــد آیینه ها خم شــد دوباره

صدای سنج و دمام اومد از دور
بخون ای دل محرم شد دوباره

روز اول

امام حسین(علیه السلام) در روز اول محرم سال 61 هجرى قمرى در حالى که به کربلا نزدیک مى شدند به قصر بنى مقاتل رسید و در آنجا نزول فرمود. پس ناگاه، نگاه حضرت به خیمه اى افتاد، حضرت پرسیدند: این خیمه کیست؟ گفتند: خیمه عبید الله ابن حرّ جعفى است. فرمود: او را نزد من آورید. عبید اللّه در پاسخ پیام رسان امام حسین(علیه السلام) گفت: من از کوفه بیرون نیامدم مگر به سبب آنکه مبادا حسین داخل کوفه شود و من در آنجا باشم، به خدا سوگند من نمى خواهم او را ببینم و حتى نمى خواهم او هم مرا ببیند. رسول برگشت و سخنان او را نقل کرد. حضرت خودشان تشریف بردند، همان کلمات را به حضرت عرض کرد. حضرت فرمودند: اگر یارى مرا نمى کنى در صدد قتال من برمیا، به خدا سوگند هر کس استغاثه مرا بشنود و یارى نکند هلاک خواهد شد. آن مرد گفت: ان شاء اللّه چنین نخواهد شد و از سعادت همیشگى محروم ماند.

روز دوم 1- امام حسین علیه‏ السلام در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری به كربلا وارد شد.
عالم بزرگوار "سید بن طاووس" نقل كرده است كه: امام علیه‏ السلام چون به كربلا رسید، پرسید:
نام این سرزمین چیست؟ همینكه نام كربلا را شنید فرمود: این مكان جای فرود آمدن ما و محل ریختن خون ما
و جایگاه قبور ماست. این خبر را جدم رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله به من داده است.
2- در این روز "حر بن یزید ریاحی" ضمن نامه‏ای "عبیداللّه‏ بن زیاد" را از ورود امام علیه‏ السلام به كربلا آگاه نمود.
3-در این روز امام علیه ‏السلام به اهل كوفه نامه‏ ای نوشت و گروهی از بزرگان كوفه ـ كه مورد اعتماد حضرت بودند
ـ را از حضور خود در كربلا آگاه كرد. حضرت نامه را به "قیس بن مسهّر" دادند تا عازم كوفه شود.
4 -اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام علیه‏ السلام را دستگیر كرده و به شهادت رساندند.
زمانی كه خبر شهادت قیس به امام علیه‏ السلام رسید، حضرت گریست و اشك بر گونه مباركش جاری شد و فرمود:

"اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدكَ مَنْزِلاً كَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِكَ، اِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیی‏ءٍ قَدیرٌ؛  

خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع كن،
كه تو بر انجام هر كاری
توانایی."

کاروان محرم رسید ! مبادا جا بمانی


            

کاروان عشق می آید ...مبادا جا بمانی

صدای زنگ کاروان می آید .کاروان عشق ،کاروان شهادت .با گوش دلمان صدای زنگش را می شنویم  .صدایی که نزدیک و نزدیکتر میشود .صدای زنگی که قرن ها در راه است و می آید و می رسد .یا بهتر بگویم در حال  « رساندن »است .می رسدو می رساند وهرگز از « رفتن » باز نمی ایستد .
صدای کاروانی که عامل بیداری انسان هایی ست که در گردش مدام این گردونه ی سراسر درد و رنج ،سردر گم و پریشان احوال  ،گیج و منگ و گنگ ،دور خود می چرخند و می گردند و اگر به دادشان نرسند در کوچه پس کوچه های نیازهای زمینی و زیر غبار فراموشی محو می شوند ،گویی که از اول نبوده اند .
کاروان عشق می آید با کوله باری که سر شار است از تمام آنچه که ما  در عصر دود و سنگ و آهن ،نیاز مند آن هستیم .این کاروان با خود «عشق »به همراه می آورد .عشقی که متاع گم شده ی قرن ماست .«ایثار و گذشت »می آورد که در دایره المعارف زندگی ماشینی پیدا نمی شود . «صبر و سلام و توکل »دارد که در زیر چرخ دنده های آهنی این عصر جا مانده است و......  آمد و با خود هرچه خوبی و صفا بود ،هر چه مهر و نیکی بود ،همه را یک جا آورد .آیا ندیدی جوانه زدن «فدا کاری » را وقتی دستهای آسمانی سرو قامت کربلا «ماه قمر بنی هاشم » بر خاک افتاد .؟آیا معنا گرفتن «مهر و رحمت و بخشایش »را در آغوش پر مهر سرور و سالار شهیدان نیافتی ،آن گاه که به روی گنهکار پشیمانی چون «حر »گشوده شد .
چه تاثیری برتو گذاشت وقتی فهمیدی قنداقه ی فرشته ی زرین بال سپید پوش «رباب »روی شاخسار دستهای پدر بالا رفت و شکوفه کرد و به خون نشست .آیا «گذشت و ایثار »معنی نداشت ؟
وقتی خون پاک حسین (ع) زمین تفتیده نینوا را سیراب کرد ،عشق به خالق زیبایی ها ،به پروردگار خوبی ها و عشق به کائنات و همه ذرات هستی معنا یافت . وقتی شانه های آسمانی زینب زیر بار مصیبت برادر استوار ماند و خم نشد و حامل پیام خون برادر گردید «صبر و توکل » معنا یافت .
آری عشق هنوز در راه است . اگر با گوش دلت بشنوی نغمه ی کاروانش می آید .صدایت می کند .تو را به همراهی با همه خوبی ها فرا می خواند . می آید که در گذر زمان یخ زده  دستت را بگیرد و به زندگی مادی تو معنی ببخشد .
می آید تا به یادت آرد که به جز خور و خواب و غم آب و نان ،چیزهای دیگری هم هست که با آن ها می توان به اوج رفت .فقط کافیست که به این کاروان دل بدهی ،دل و جان بگذاری .

                                                 برخیز ....مبادا که جا بمانی


یا امام رضا



یا امام رضا ،حال که لایق دیدن کویت نشدم با دلی دردمند و چشمی اشکبار، چشم دل را راهی دیارت می سازم و با قطرات اشک وسوز آهم هم نوا می گردم با سرایند ه ی سرود زیر ،شاید دل رحیمت برمن مسکین رحم آورد و کمک کند تا بتوانم نام زیبای زوار را برخود نهم و به دیدن بارگاهت شتابم و خود را به صحن و سرایت رسانم و خاک کویت را توتیای چشمم ساخته و لطافت لطف زیارتت را مرهمی نهم بر دل دردمند غمینم .آن گه است که آرام گیرم و به خود ببالم که پذیرایم شدی و امید بندم که روزی در آن دنیا شفیعم گردی ......


حرم امام رضا علیه السلام


دیـده فرو بسته ام از خاكیان
تا نـگرم جلـوه افـلاكیـان
شاید از ایـن پرده ندایى دهند
یـك نفَسـم راه به جایى دهند
اى كه بر این پرده خاطرفریب
دوخته اى دیده حسرت نصیب
آب بزن چشـم هوسنـاك را
بـا نظـر پاك ببین پـاك را
آن كه دراین پرده گذریافته است
چون سَحر ازفیض نظریافته است
خوى سحر گیر و نظرپاك باش
رازگـشاینـده افـلاك بـاش
* * *
خـانه تـن جـایگه زیست نیست
در خور جانِ فلكى نیست، نیست
آن كه تـو دارى سرِ سوداى او
برتر از این پـایه بـوَد جاى او
چشمه مسكین نه گهرپرور است
گوهر نایاب به دریـا دَر است
ما كه بـدان دریـا پیوسته ایم
چشم ز هر چشمه فرو بسته ایم
پهنه دریا چو نظرگـاه ماست
چشمه ناچیز نه دلخـواه ماست

پرتو این كـوكب رخـشان نگر
كوكبه شـاه خراسـان نـگـر
آینه غـیـب نـمـا را ببـیـن
ترك خودى گوى و خدا را ببین
هركه بر او نور رضا تافته است
دردل خود گنج رضا یافته است
سایه شه مایه خرسـندى است
مُلك رضا مُلك رضامندى است
كعبه كجا؟ طَوف حَریمش كجا؟
نافه كجا؟ بـوى نسیمش كجا؟
خاك ز فـیض قدَمش زر شده
وز نـفسش نافه معطّر شـده
مـن كیم؟ از خیلِ غلامان او
دستِ طلب سوده به دامان او
ذرّه سرگشته خورشیدِ عشق
مرده، ولى زنده جاویدِ عشق
شـاه خراسان را دربان منَم
خـاك درِ شاه خراسان منَم
* * *
چـون فلك آیین كهـن ساز كرد
شیـوه نـامردمى آغـاز كـرد
چاره گر، از چاره گرى بازماند
طـایـر اندیشه ز پـرواز ماند
با تن رنجـور و دل نـاصبور
چاره از او خواستم از راه دور
نـیمشب، از طالع خنـدانِ من
صبـح برآمد ز گریبـان مـن
رحمت شه درد مرا چاره كرد
زنده ام از لطف دگربـاره كرد
بـاده باقـى بـه سبـو یـافتم
و ایـن همه از دولت او یافتم

محمد حسین رهی معیری

مجموعه اي از مقالات آموزشي، روانشناسي، اجتماعي، تربيتي و مديريتي - قسمت اول

مجموعه اي از مقالات آموزشي، روانشناسي، اجتماعي، تربيتي و مديريتي - قسمت اول

براي مشاهده روي عنوان موردنظر راست كليك و گزينه open link in new tab  را انتخاب كنيد.

  1. ابداعات و اكتشافات
  2. ابهام در تخصيص معاونت مدارس 
  3. اتاق شادي در مدارس
  4. اتفاقات زندگي
  5. اثر تغذيه بر يادگيری دانش آموزان 
  6. اثر هنر نقاشي در تربيت
  7. اثرات مخرب دعوای والدین
  8. اختلال بیان نوشتاری
  9. اختلال كم توجهي- بيش فعالي در كودكان
  10. آرامش چیست؟
  11. ارزش انسان از ديدگاه مام علی (ع):
  12. ارکان مدرسه ی کارآمد  
  13. آریوبَرزَن كه بود؟
  14. از بین رفتن سلول های مغز 
  15. از روش های اینجا و اکنون استفاده کنید
  16. از شگفتی هاي رياضي
  17. از شیر زنان ایران باستان چه میدانید؟
  18. اساسی ترین نیاز نوجوان (احساس محبت)
  19. اسامی مستعار تعدادی از شخصیت های سیاسی، هنری و ادبی ایران 
  20. استفاده از راهبردهای تدریس کارآمد
  21. استفاده از راهبردهای تدریس کارآمد در درس ریاضی
  22. اسلاید های مناسب جهت آموزش بهتر رياضي  ابتدايي
  23. آسيب‌شناسي پژوهش د‌‌‌‌‌ر نظام تعليم و تربيت
  24. آشنايي با حنجره زخمي زاگرس - استاد ايرج رحمان پور
  25. آشنايي مختصري با نثـــر و آثار محمدرضا رحمانی (مهرداد اَوِستا شاعر و نويسنده لرستاني)
  26. اصول تعليم از ديدگاه اسلام
  27. اصول ده گانه تربیت كودكان 
  28. اصول کاربردی در تدریس ریاضی
  29. اصول موفقيت
  30. اصولي براي تدريس رياضيات
  31. اصولی ساده برای تربیت فرزند موفق 
  32. اضطراب و راه هاي مقابله با آن
  33. اعتقاد كوركورانه
  34. اعتقادات غلط در مورد ورزش
  35. اعتماد به نفس 
  36. اعتماد به نفس چيست؟ 
  37. اعتماد به نفس چيست؟
  38. افراد ناموفق ولي پر ادعا 
  39. افلاطون و نظريه هاي او
  40. اقدام پژوهي - بررسی علل ضعف تعدادی از دانش آموزان پایه اول ابتدایی در درس ریاضی 
  41. املاي درست كلمات
  42. آموزش تصويري عوض كردن پسورد ايميل
  43. آموزش و پرورش ژاپن
  44. آموزش و پرورش كارآمد در گرو انتخاب صحيح نيروي انساني
  45. آموزش و پرورش كيفي
  46. آموزش و پرورش نخبگان
  47. آموزگار چگونه می تواند کار خود را ارزیابی کند؟
  48. انعکاس خود باوری در رفتار افراد
  49. انگيزش دانش آموزان هدف يا وسيله؟
  50. انواع سه گانه توجه در كودكان
  51. اهرم‌ها 
  52. اهم فعالیت های علمی، آموزشی و پژوهشی آقاي پرویز طولابی
  53. اهميت پژوهش و مشكلات آن
  54. اهميت تحول در آموزش و پرورش
  55. اهميت دادن به جزئيات 
  56. اهميت رنگ د‌ر مد‌ارس
  57. اهميت ورزش در اسلام 
  58. اهمیت بازی و اسباب بازی در سالهای اول زندگی 
  59. اهمیّت درس علوم اجتماعی
  60. اهمیت روزه
  61. اوقات فراغت دانش آموزان
  62. اولين روز دبستان
  63. آيا عشق در تمام عالم وجود دارد يا فقط مختص انسان است؟
  64. ايد‌ه هاي طلايي براي معاونان مد‌رسه 
  65. ايده هاي طلايي مديريت
  66. ايرج رحمان پور و موسيقي لرستان
  67. ايرج رحمان پور و موسيقي لرستان - موسیقی لرستان قبل از رحمان پور
  68. آينده در نگاه بزرگان
  69. آیا آدامس حاوی الکل است یا نه؟
  70. آیا بچه ها از یادگیری در سنین خیلی پایین سود می برند؟ 
  71. ایمیل ها و پیامک های همسرمان را چک کنیم یا نه؟
  72. با كودكان پرخاشگر چگونه رفتار كنيم؟
  73. بازی با کودک، از سه ماهگی به بعد
  74. بازی با کودک، از نه ماهگی به بعد 
  75. بازی درمانی 
  76. بازی های فکری با بچه ها 
  77. بازی هایی برای کودکان از 2 تا 7 سالگی 
  78. بازی و رشد اجتماعی کودکان 
  79. بازی و ریاضی
  80. بازی و ریاضی
  81. باستان شناسي و تاريخ لرستان
  82. بانوي بي نشان
  83. باید پروانه شد
  84. بایدها و نبایدهای همسرداری
  85. بخوان بغض دلم را با طراوت نگاهت
  86. براي پيشرفت يك سازمان فقط توانايي كاركنان كافي نيست 
  87. برخي ويژگي هاي خفاش
  88. برخی ترفندهاي نرم افزار word 
  89. بررسي آثار روزه داري روزه
  90. بررسي جايگاه زن در حرامسراهاي دوران صفويه 
  91. بررسي راه هاي ارتقاي منزلت اجتماعي فرهنگيان در نظام آموزش و پرورش
  92. بررسي علل آموزشگاهي موثر در افت تحصيلي رياضي دوره ي ابتدايي
  93. بررسي علل گريز دانش‌آموزان از مدرسه و راه حل پيشنهادي
  94. بررسي مشكلات آموزش و پرورش شهرستان كوهدشت
  95. برقراري رابطه بهتر
  96. بزهكاري در كودكان و نوجوانان
  97. بكارگيري آي تي در بهبود كيفيت آموزش
  98. بنگـر دست معلم را
  99. بهتر از قهر و آشتی چيست؟
  100. بهترین الگوی آموزش=ادغام روش ها

منبع:        http://henaomena.ir/post/5940

مجموعه مقالات درسي، آموزشي و روانشناسي درباره كــودكــان

مجموعه مقالات درسي، آموزشي و روانشناسي درباره كــودكــان

براي مشاهده روي عنوان موردنظر راست كليك و گزينه open link in new tab  را انتخاب كنيد.

  1. اختلال كم توجهي- بيش فعالي در كودكان
  2. اصول ده گانه تربیت كودكان 
  3. اصولی ساده برای تربیت فرزند موفق 
  4. اهمیت بازی و اسباب بازی در سالهای اول زندگی 
  5. آیا بچه ها از یادگیری در سنین خیلی پایین سود می برند؟ 
  6. با كودكان پرخاشگر چگونه رفتار كنيم؟
  7. بازی با کودک، از سه ماهگی به بعد
  8. بازی با کودک، از نه ماهگی به بعد 
  9. بازی های فکری با بچه ها 
  10. بازی هایی برای کودکان از 2 تا 7 سالگی 
  11. بازی و رشد اجتماعی کودکان 
  12. بررسي علل گريز دانش‌آموزان از مدرسه و راه حل پيشنهادي
  13. بزهكاري در كودكان و نوجوانان
  14. بهترین شعر سال از زبان یک کودک سیاه پوست 
  15. پرخاشگری كودكان را چگونه كنترل كنیم؟
  16. پسر يا دختر؟
  17. تاثیر نحوه برخورد معلم با دانش آموزان
  18. تاثیر و نقش بازی والدین با کودکان در خلاقیت
  19. تربیت فرزندان از نگاه علی (ع) 
  20. ترتیب تولد فرزندان و شخصیت 
  21. تصويري از اولين روز ورود انيس كوچولو به پيش دبستاني
  22. تقويت اعتماد به نفس در کودکان 
  23. تقويت عزت نفس در كودكان
  24. چگونگی پرورش و تقویت خلاقیت در کودکان
  25. چگونه اعتماد به نفس را در کودکان ایجاد کنیم؟
  26. چگونه به فرزندانمان در انجام تكاليف كمك كنيم؟
  27. چگونه دانش آموزان رابه كتابخواني علاقمند سازيم؟
  28. چگونه ضریب هوشی کودکان را افزایش دهیم؟
  29. چگونه فرزند با هوش تری تربیت کنیم؟
  30. چگونه فرزندان باهوشی تربیت کنیم؟
  31. چگونه مشوق استعداد سرشار در کودک خود باشیم؟
  32. چند راه ساده برای از بین بردن عادت تلویزیون تماشا کردن در کودک 
  33. چه بازی هایی برای کودکان مفید است؟
  34. درمان پرخاشگري در کودکان
  35. ده روش برای بالا بردن مهارت های علمی کودکان
  36. دوره پيش دبستاني و اهميت آن
  37. رابطه بازي و يادگيري در كودكان
  38. رشد ذهنی كودكان 
  39. روانشناسي و تربيت كودكان از نگاه پيامبر اسلام(ص)
  40. ضرورت مشاوره ي كودكان دوره ي ابتدايي
  41. علل پرخاشگري در كودكان و راه هاي كنترل آن
  42. علل خشونت و پرخاشگري در كودكان
  43. علل و عوامل بزهكاري كودكان و نوجوانان
  44. قصه گویی و کتاب خوانی برای کودک
  45. كودك انساني در ابعاد كوچك 
  46. کودک سالم از دیدگاه آبراهام مازلو
  47. كودك سالم از دیدگاه اریک فروم
  48. كودكان بيش ‌فعال
  49. کودکان خياباني، قربانيان بي فردا   
  50. کودکان سر آمد به توجه ویژه نیاز دارند
  51. كودكان كنجكاو
  52. كودكان، آزادی و پيوند عاطفي
  53. كودكان، معلمين خلاق
  54. الگوهاي پرخاشگري در کودکان
  55. الگوی کودک سالم از دیدگاه آلپورت
  56. مهد کودک و کودکستان 
  57. ناسزا گويي و بد زباني در كودكان
  58. نحوه کنترل عصبانیت در کودکان
  59. نکاتی برای افزایش اعتماد به نفس در كودكان
  60. والدین و پرخاشگری کودکان 
منبع:              http://henaomena.ir/post/5939

روز میلاد حضرت معصومه ( روز دختر ) مبارک باد

 

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩

و کدام گل از قبیله ی دختر نیست؟

می گویند ستارگان دخترکان شبانگاه آسمان اند و گل ها دخترکان نازنین خاک. پس هر شب، شب دختر است و هر بهار، فصل دخترکان زمین.

بنات النعش شنیده اید؟ خوشه ی پروین دیده اید؟ حتی خدا، ستاره و ماه را با ضمیر «زن» شناسانده است. نام دختران نیز نام همه ی زیبایی های هستی است:

ماه، ستاره، خورشید، شمسی، گل، نسیم، شبنم، بهار، شکوفه، دریا و ... و کدام گل از قبیله ی دختران نیست؟

لاله، شقایق، لادن، نسترن،، بنفشه، نرگس، سوسن و مریم.

قرآن خوانده اید؟ «ها» ضمیری است که به خورشید، ماه، شب، آسمان، زمین و جان انسان اشاره دارد:

والشمس و ضحیها- و القمر اذا تلیها و النهار اذا جلیها و اللیل اذا یغشیها و السماء و ما بینهما «ها» یعنی دختر، یعنی زیباترین و خوبترین پدیده ی آفرینش.

و باز نزدیک تر بیاییم. پیامبر عزیزمان در روزگار بی ایمانی به دختران، در عصر دهان باز گورها برای بلعیدن معصومیت دختران، دخترش را «گل بهشت» نامید، مادر پدر خواند و با شوقی که از جان می جوشید می گفت: فدا ها ابو ها! من فدای دخترم!

خدا هم  در تاریک زار روزگاری که دختر، دشنام آفرینش بود و ولادتش، شرمساری و سر شکستگی، دختر را «کوثر» نامید و به پپامبرش گفت: به شکرانه ی ولادت دختر، شتر قربانی کن و نماز بگزار!

کدام روز روز دختر نیست؟ برپیشانی کدام خوبی نام دختر نمی توان گذاشت؟ یک دختر در طوفان درد و اندوه و دربدری و اسارت، قانون صبوری شد و کربلای بدن های پاره پاره و خیمه های سوخته و شانه های تازیانه خورده را «زیبا» نامید.

یک دختر بر تل زینبّیه ایستاد و دادگاه بزرگ تاریخ را بر پا کرد و مظلو میّت را فریاد کشید و خواری ستم را رقم زد!

یک دختر در قم آمد و هنوز پس از چهارده قرن، به برکت حضورش، چشمه چشمه معرفت و دانش و بینش می جوشد و تاریخ را آبیاری و شاداب می سازد. چرا روز ولادت او را روز دختر نباشد و چرا در این روز همه ی دختران ما به خویش مباهات و افتخار نکنند؟

روز دختر، روز جشن و شادمانی دل هایی است که به شیوه ی فاطمه معصومه، لحظه های خلوت خلوص دارند سجاده های اشک و نیایش. دست های کریمی برای هدایت دیگران، برای یاری هر کس که دستی به امید یاری و همراهی گشوده است.

فاطمه ی معصومه (س) را کریمه ی اهل بیت می گویند و کریمه یعنی آن که روح بزرگ، نگاه بزرگ، سیرت و رفتار بزرگ و منش بزرگوارانه دارد.

روز دختر، روز کرامت دخترانه است، روز جان پاک و اندیشه ی پاک.

امروز، آغاز قشنگی است بر خوب تر شدن و خوب تر زیستن.

از امروز دختری باشیم از جنس هر چه خوبی و زیبایی است.

از امروز فاطمه ی معصومه شدن را تمرین کنیم.

از امروز دختر ی نمونه شویم تا در آینده بانوی نمونه گردیم و مادری ممتاز گردیم.


در فراق رمضان




بی تو باز در غم فراق میمانیم و چشمها را به اوج انتظار می سپریم

امید به آمدندوباره ات را نوید دلهای بی قرارمان می دهیم و در میان گریه 

می خندیم تا در زمان دیگرهم آغوش حضورت شویم .

ما می مانیم و شب و یادحضورت که چه سحرهای زیبائی در پی داشت.

ما می مانیم و سحر و نزدیکی اذان صبح که چه نجوای دلپذیری داشت .

ما می مانیم و یادت که روشنگر حضور بر سفره ی کرامتت بود.

ما می مانیم و خاطره ربنّای لحظه ی افطارکه پژواک وحی ناب محمدی بود .

ما می مانیم و انتظار ...واین انتظار را وصل می کنیم به دیدار یار ....

با وضوی زلال نیاز تن تب کرده را معطر می کنیم و در کوچه های

عاشقی طوافش می دهیم و دل را می سازیم تا باز به تو رسد

ماه غریبستان علی








محراب بی دعا


مسجد، خموش و شهر پر از اشک بی‌صداست
ای چاه خون گرفتــه کوفه علی کجـاســت؟

ای نخل‌ها که سر به گریبان کشیده‌اید
امشب شب غریبی و تنهایی شماست

دل‌ها تمام، خیمـه آتش گرفتـــه‌اند
صحرای کوفه شام غریبان کربلاست

امشب علی به باغ جنان پیش فاطمه است
اما دل  شکسته  او  در  خـرابه‌هاست

سجاده بی‌امام و زمین‌ لاله‌گون ز خون
مسجد غریب مانده و محراب، بی‌دعاست

باید گلاب ریخت پس از دفن، روی قبـر
امشب گلاب قبر علی اشک مجتباست

تو از برای خلق جهان سوختی علی!
اما هزار حیف که دنیا تو را نخواست

ای چاه کوفه اشک علی را چه می‌کنی
دانی چقـدر قیمـت این در پربهاســت؟

باید به گریه گفت: علی  حامی  بشــر
باید به خون نوشت: علی کشته خداست

هر لحظـه در عزای علی تا قیام حشر
«میثم» هزار بار اگر جان دهد رواست


استاد سازگار

شهادت مظهر علم وعدالت ، مولای متقیان ،امیر مؤمنان بر تمامی

مسلمین جهان
تسلیت باد
 

چه زیباست هلال ماه رمضان


همدل خوبم


هلال زیبای ماه را دیدی ؟

آوای خوش چاووش رحمت را می شنوی ؟


چه زیبا ست امشب !

شادم که زنده ماندم

و دوباره توفیق یافتم به این ماه برسم.

 شادم که می توانم دوباره سر بر آسمان بلند کنم

و هلال ماه نو را بنگرم و زمزمه کنم :
  
خدایا این ماه را بر ما به امنیت و ایمان،
 
صحت و سلامت ،شعور و معرفت  ...... نوگردان .




مبارک باد آمد ماه روزه


مبـارک بـاد آمـد مـاه روزه

 

مبـــارک بـــاد آمـد مـــاه روزه

رهت خوش باد ای همراه روزه

 

شــدم بر بام تا مه را ببینم

 که بودم من به جان دل خواه روزه

 

نظــر کــردم کلاه از ســر بیفتــاد

 سرم را مست کرد آن شاه روزه

 

رخ چون اطلسش گــر زرد گردد

 بپوشــــد خلعت از دیبـــاه روزه

 

دعاها اندرین مه مستجاب است

 فـــلک ها را  به  درد  آه  روزه


چو یوسف ملک مصر عشق گیرد

ز روزه خـــود شـوند آگــاه روزه

 

  سحوری کم زن ای نطق و خمش کن

کسی کو صبـــر کــــرد در چـاه روزه


مولوی

بوی ماه رمضان می آید



                                                   روز شادی ست بیا تا همگان یار شویم 

                                             دست باهم بدهیـم و بر دلدار شویــم

                                             روز آنست که تشریف بپوشد جان ها  

                                             ما به مهمان خدا بر سر اسرار شویم


بوی رمضان می آید .ماهی که دلتنگش بودیم از راه می رسد تا باز مستمان کند .

مست ازنفخه ی روح بخش سحرهای مبارکش ،مست از رحمت بی پایانش .

ماهی که ما را هم قبای آسمان می کند و ردای نور بر سرمان می کشد .

ماهی که هنگام وداعش اشک دلتنگی ریختیم و بار سنگین فراقش را تحمل کردیم

و می خواهیمدر پناه آن تیرگی های دلمان را کنار گذاریم و در دل سحرهای عرفانی اش

ستاره ها را بر شمریم و با زدودن زنگار قلبمان صدای ساز فرشته ها را بشنویم

و از میکده ی الهی جرعه ایی ازبحر عشق را بچشیم .

شاید با گذشتن از دنیای ظلمت آشیان ،به مقامی رسیم که تجلی گاه حضور پروردگاراست

و چه جایی بهتر از این حضور ربانی.........

                                                   ای دل ز جان گذر کن تا جان جان ببینی 

                                                    بگــــذار این جهان را تا آن جهان ببینی

                                                   تا نگذری ز دنیا کی می رسی به عقبی

                                                    آزاد شــو از اینجــا تا بی گمـــان ببینی

                                                                               


                                                                              (مولوی)


میلاد فخر بشر مبازک




میلاد فخر بشر

در میـــان کعـبه جـان ، پـرتـو حق جلــوه گر شــد

فاطمه بنت اســد هم ، صــاحب زیبـا پسر شــد


کعبه آن شب ، غـرقـه در نـور دل افـروز خـدا بـود

آسمان کعبه گویی ، مظــهر صــدها گهـــر شــد


عطــر جـانبخش بهشـتی در فضــای کعبه پیچید

تا کـه میـــلاد ســعید مـرتضی فخــر بشــر شد


مـژده میـــلاد مـولا ، می کنــــد از غم رهـــــــایم

زین بشارت کام امّت ، مملو از شهد و شکر شـد


میلاد نور مبارک




السلام علیک یا ابا جعفر یا محمد بن علی ایها الباقر یابن رسول الله

انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بک الی الله و

قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله

 خورشید پنجم 

گرامی وارثِ محمودِ احمـــد
امام باقری، نامت محمّـــد
فروزان اختــری برتر ز انجــم
تو فخر عترتی، خورشید پنجم
امام، حجّتی، دریای علمی
كرامت گستری، زیبای حلمی
امام و حجّت اهل یقینی
فروغ آسمان، مهر زمینی
گشادی بال دانش بر سر ما
گشودی راه دین در باور ما
از آن موجی كه از علم تو برخاست
شریعت زنده و اسلام برجاست
ز دریای تو خیزد موج دانش
درخشد نام تو بر اوج دانش
چشد هركس نم از دریای علمت
سر ایمان نهد بر پای علمت
كدامین حوزه بی ابر تو بارد؟
فقاهت هرچه دارد، از تو دارد
فضیلت، جرعه نوش و مست جامت
حقیقت، سر خوشِ صهبای نامت


1090623fgb58sqokc.gif




به یاد عزیزانم آقای حسنی و خانم قاسمی نژاد در هفته معلم


امسال تو گلهای لبخند را به من هدیه دادی

 معصومیت نگاهت

 بر باور اندیشه ام  بار انی از شکوفه ریخت

 تا گل دهد و بارور شود

 سادگی را دیدم و پژواک نگاه مهربانی

که بر قلب من طنین گذر لحظه هایی شد

که شاید دیگر تکرار نگردد

 من در رد نگاه تو کودک درونم را یافتم

خفته، بی صدا وخاموش

آهنگ نگاه مهربانت او را بیدار کرد

برایش غزل غزل عشق سرود

چشم هایت چه دل نواز،

 موسیقی بودن را برای من نواخت

 که هنوز صدای ساز آن از قلب

من به گوش می رسد

گل من؛امسال می خواستم   تا در جشن مهربانی

 که برای باغبانت می خواستی بگیری  حضور یابم

 برایت قصه بگویم و  شعر بخوانم

 اما تو خود قصه ای خواندنی شدی

و شعر نگاه تو

 بهترین سرودۀ من