کاروان عشق می آید ...مبادا جا بمانی

صدای زنگ کاروان می آید .کاروان عشق ،کاروان شهادت .با گوش دلمان صدای زنگش را می شنویم  .صدایی که نزدیک و نزدیکتر میشود .صدای زنگی که قرن ها در راه است و می آید و می رسد .یا بهتر بگویم در حال  « رساندن »است .می رسدو می رساند وهرگز از « رفتن » باز نمی ایستد .
صدای کاروانی که عامل بیداری انسان هایی ست که در گردش مدام این گردونه ی سراسر درد و رنج ،سردر گم و پریشان احوال  ،گیج و منگ و گنگ ،دور خود می چرخند و می گردند و اگر به دادشان نرسند در کوچه پس کوچه های نیازهای زمینی و زیر غبار فراموشی محو می شوند ،گویی که از اول نبوده اند .
کاروان عشق می آید با کوله باری که سر شار است از تمام آنچه که ما  در عصر دود و سنگ و آهن ،نیاز مند آن هستیم .این کاروان با خود «عشق »به همراه می آورد .عشقی که متاع گم شده ی قرن ماست .«ایثار و گذشت »می آورد که در دایره المعارف زندگی ماشینی پیدا نمی شود . «صبر و سلام و توکل »دارد که در زیر چرخ دنده های آهنی این عصر جا مانده است و......  آمد و با خود هرچه خوبی و صفا بود ،هر چه مهر و نیکی بود ،همه را یک جا آورد .آیا ندیدی جوانه زدن «فدا کاری » را وقتی دستهای آسمانی سرو قامت کربلا «ماه قمر بنی هاشم » بر خاک افتاد .؟آیا معنا گرفتن «مهر و رحمت و بخشایش »را در آغوش پر مهر سرور و سالار شهیدان نیافتی ،آن گاه که به روی گنهکار پشیمانی چون «حر »گشوده شد .
چه تاثیری برتو گذاشت وقتی فهمیدی قنداقه ی فرشته ی زرین بال سپید پوش «رباب »روی شاخسار دستهای پدر بالا رفت و شکوفه کرد و به خون نشست .آیا «گذشت و ایثار »معنی نداشت ؟
وقتی خون پاک حسین (ع) زمین تفتیده نینوا را سیراب کرد ،عشق به خالق زیبایی ها ،به پروردگار خوبی ها و عشق به کائنات و همه ذرات هستی معنا یافت . وقتی شانه های آسمانی زینب زیر بار مصیبت برادر استوار ماند و خم نشد و حامل پیام خون برادر گردید «صبر و توکل » معنا یافت .
آری عشق هنوز در راه است . اگر با گوش دلت بشنوی نغمه ی کاروانش می آید .صدایت می کند .تو را به همراهی با همه خوبی ها فرا می خواند . می آید که در گذر زمان یخ زده  دستت را بگیرد و به زندگی مادی تو معنی ببخشد .
می آید تا به یادت آرد که به جز خور و خواب و غم آب و نان ،چیزهای دیگری هم هست که با آن ها می توان به اوج رفت .فقط کافیست که به این کاروان دل بدهی ،دل و جان بگذاری .

                                                 برخیز ....مبادا که جا بمانی