بیا بلبل بوستان دانشم

بیا ز شوق محبت در طلیعه ی مهر ترانه ساز دل غمگسار هم باشیم
کنون که بانگ صداقت ز لطف می آید بیا، بیا که در این دوره یار هم باشیم
بیانوگل گلزارحکمت و اندیشه ام
بیا بلبل بوستان دانشم
مدرسه ام مشتاق توست .............
مشتاق که بیائی و صدای پای بهار را بیاوری .بهار معرفت ،بهار شکفتن و رستن ،بهار جوانه زدن دانش .
مدرسه ام مشتاق است تا بر سبزه زار کلاسش بساط دانش آموزی را بگسترانی و زنده اش سازی
مشتاق است بیائی وکتابش را بگشایی و شعر :
توانا بــود ،هــرکه دانا بــود
را بخوانی و فریاد کنی دانایی را که برتر از توانائی ست ..
مشتاق است بیایی و در جشن حقیقت شرکت کنی و حباب «ندانستن » را بترکانی .
مشتاق است به کسی سلام گویی که تخته سیاه از سخاوت هر روزه دستانش شاد و مسرور است
و از نگاه سراسر پرسشش غرق سرور ...
مشتاق آمدنت تا بیایی و نقش بندی تخته سیاه را با یادداشت ،شلوغ ها و ساکت های کلاس .
تا بیایی و به نیمکت های بیقرار آرامش دهی
تا بیایی و لیوان های خالی ات از آبخوری هاکه تشنه ی سیراب کردن هستند پر سازی
بیا شاهپرک باغ علمم ،بیا و زنده کن فضای خاموش مدرسه ام را
+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۲ ساعت 13:16 توسط مدير دبستان
|
گام مگذار به درون این مکان جان دارد