سلام آشنایان دنیای مجازی 
سالی جدید رسید و بهاری نو آمد . نخستین دقایقش را نوروز نامیدیم و برای استقبال از  این روز نو سعی کردیم سنتها را بجا آوریم . خانه را تکاندیم و در کنارش خانه ی دلمان را و آراستیم آنرا  به زیور صفا ،صداقت ،پاکی و محبت ...
میدانیم که چه سال هایی را پشت سر گذاشتیم و نمی دانیم چند سال در پیش رو داریم .
می دانیم که در گذشته چه کردیم و واقفیم به سود وزیانش اما نمی دانیم در آینده چه می کنیم ؟
آیا به روال گذشته است یا باید تغییر رویه دهیم .
خودمان را می شناسیم ،کرده ها و گفته ها در مقابلمان است و ناگفته ها  در دل ....
با خود پیمان بسته ایم قول های زشت و نا پسند را نادیده انگاریم وتا بتوانیم حرف زیبا بزنیم .
حرف هایی که می تواند راهی به سوی کوی عاطفه  باز کند .
وحرف هایی که می تواند امید بیافریند .
حرف های قشنگی که در کوچه ،پس کوچه های  باغ سبز زندگی جاری اند .
حرف هایی که می تواند مکمل همدلی باشد .
بوی وصال دهد و هران دم که امید وصال میرسد ،در یابیم که انتظارش هم زیباست !
که محبت و مهربانی سر آغاز کارهاست و در نهایت می رسیم به رازی که
 گویند راز عشق است و هیچش کناره نیست .

خوبان من !

مهربانان در دل مهربانی شان رازی نهفته دارند .
رازی که برای آنها که نمی بینند «دیدنی » ست .
آنها که  نمی شنوند  «شنیدنی » و
آنها که نمی توانند سخن بگویند «گفتنی»  ست .
مهربانی زیبا کردن لحظه هاست .
وشما آنقدر مهربانید که  با ابراز همدردیتان در غم  سوگ  همکارم این مفاهیم را جاودانه ساختید
و نشان دادید در هر حال و هر مکان میتوان انسان بود

 و لازم است ضمن قدردانی از تک تک شما عزیزان اعتراف کنم که :

                                      « دوستتان دارم فراتر از خورشیدمهرتان »