روزی که برایم درسی شد و تجربه ای تازه گردید و اومدم تا گل را خودم تقدیم ناز گلم کنم

و او اونقدر شاد و مشتاقانه جلو  اومد که فرصت نداد به من تا کفش عوض کنم و برم وسط

کلاس و سرش رو چسبوند به من  که بزور صورتش رو برگردوندم رو به دوربین تا عکسش بیفته


و نگاه کودکانه و لبخند ملیحش تصویری به یادگار گذاشت که ما بدانیم : چقدر مسئولیت

خطیری داریم و از آن آگاه نیستیم ،یا می دانیم و به روی خود نمی آوریم و یا ..........

شاخه گلی تقدیم کردم با مهر،بوسیدمش باعشق ،درس گرفتم با جان ودل و انعکاسش

دادم با اخلاص ،صداقت ،دلسوزی ...مادرانه ،از روی وظیفه تا شاید تورا بکار آید


و مابقی رو تحویل خاله های نازشون نمودم خاله دانا و کتاب وخاله دانا و جایزه

کیک قشنگی که مادرش فرستاده بودو ادامه کارهاشون ...نوش جونتون عزیزانم


واین شمع رقصان و موزیکال زیبائی مجلس مقدس تولدت ریحانه ی نازم ،عروسک ملوسم


                 مبارک مبارک تولدت مبارک     تولد تولد تولدت مبارک

                    لبت شاد و دلت خوش چو گل پر خنده   باشی

                   بیا شمع هارو فوت کن که صد سال زنده باشی