و این است ماجرای آنانی که مانور زلزله می دهند تا زلزله مانورشان ندهد

چه مجروحان مظلومی که لبخند از لبشان محو نمی شود

           ودختران پایه ی ششم که من بهشون میگم :همیاران مدرسه ..ماشاءا....بزرگ شدند

و این یکی واقعا خون از بینی اش جاری شده. ریحانه  کوچولوی خودم

آفرین بر دختران سمائی شده ام. مرحبا زلزله های خودم چه مظلومانه!

تو رو خدا این پیش دبستانی ناز رو ببینید زیر میز !!!

وای قربون اون چشمای قشنگت که اینجوری گارد گرفتی!!

کلاس اولی ها رو ..!!! آفرین چه آماده اند


آفرین !آفرین ! آفرین ! خوشگلای من

و غنچه های دوم هم ...آماده ،خود را پناه داده اند

الهی تا قیامت زنده باشید



و این کلاس پایه ی دوم. چه آماده! آفرین

نماز خانه هم در امان نمانده از این مانور ... احسنت



و خدا نیاره که شما رو اینطوری ببینم گلای قشنگم ...